گفته ها بسیار زیاده در مورد شاهنامه شاهکار ادبی این مرد بزرگ اما من تصمیم گرفتم گوشه ای از تصویر پردازی های نابش رو اینجا براتون بگم.انصافا هنر تصویر پردازی فردوسی بعد از حماسه پردازیش میشه گفت اصلی ترین مولفه ی شعریشه. من تنها دو مولفه از این هنر رو بررسی کردم و برای هر کدوم دو مثال آوردم:
یکی از ویژگی های جالب شعر فردوسی تصویر سازی به شکل یک فیلم پویا و متحرک با صحنه هایی کاملا مدرن و دیدنیه در زیر دو نمونه براتون آوردم که البته هر دو رو در کتاب های درسی باش رو برو شدید
۱ داستان رستم و اشکبوس صحنه ی کشته شدن اشکبوس به دست رستم
تهمتن به بند کمر برد چنگ
گزین کرد یک چوبه تیر خدنگ
یکی تیر الماس پیکان چو آب
نشانده بر او چار پر عقاب
ستون کرد چپ را و خم کرد راست
خروش از خم چرخ چاچی بخاست
چو سوفارش آمد به پهنای گوش
ز شاخ گوزنان بر آمد خروش
چو بوسید پیکان سر انگشت او
گذر کرد بر مهره ی پشت او
قطعا همه ی شما فیلم های سینما هنگ کنگ رو دیدید. وقتی اون ها می خوان یه ضربه رو به شدت سریع نشون بدن اول حرکاتی که قبل از زدن اون ضربه اجرا میشه رو با صحنه ی آهسته نشون می دن و بعد به یک باره در حرکت اصلی صحنه رو تند می کنن
حالا ببینید فردوسی چه کرده
توی ۹ بیت اول این شعر تهمتن یک تیر رو در میاره و آماده ی شلیک می کنه و فردوسی این صحنه ها رو با جز پردازی منحصر به فرد و توضیح گوشه گوشه ی اتفاقات نشون می ده. یه جورایی انگار صحنه داره اسلوموشن اجرا می شه! ابتدا رستم یک تیر رو انتخاب می کنه بعد تیر توصیف میشه بعد رستم دست چپش رو ستون می کنه شروع به خم کردن دست راست می کنه و صدای جیر جیر کمان در میاد. انتهای تیر به گوش رستم میرسه و دو سر کمان هم خمیده میشه و به صدا در میاد و به محض اینکه نوک تیر به انگشتان رستم بوسه میزنه به یک باره دوربین پشت سر اشکبوس رو نشون میده که تیر از اونجا خارج شده و هیچ توضیحی از چگونه شلیک شدن و چگونه به سینه ی اشکبوس نشستن و چگونه از آنطرف خارج شدنش به میان نمیاد گویی که تمام این اتفاقات در هزارم ثانیه رخ داده.
اگه علاقه مند به ادامه ی بحث هستید بیاید ادامه
ادامه مطلب

